گروه فرهنگی «سراج24»: در سینمای سال های اخیر فیلم هایی به مرحله تولید رسیدند که به دلایلی مختلف نتوانستند رنگ اکران به خود بگیرند و این مساله دلایل ساخت و شرایط اکران این فیلم ها را در هاله ای از ابهام قرار می دهد که متولیان وقت سینمایی با چه نگاه و براساس چه خط مشی هایی به آثاری مساله دار مجوز ساخت می دهند؟ این مساله در حالی است که تولید در سینما چرخه زمان بر و پُر هزینه ای محسوب شده و با توجه به معضلات نهفته در فیلمنامه ارائه شده این گونه آثار و در عین حال با اعطای مجوز ساخت برای آن ها بسیاری از منابع و سرمایه های داخلی هدر می رود. این مساله می تواند در حالی زیر ذره بین قرار گیرد که اعطای مجوزهایی این چنینی صرفا در جهت فرار به جلوی دست اندرکاران مجوز ساخت از دردسرهای احتمالی عدم تولید این گونه آثار خواهد بود! ساز و کار اشتباهی که انبوهی فیلم ساخته شده معلق مانده را به بار آورده است که به جز بخشی از آثار کاملا مشوش و دروغ پردازانه مانند «عصبانی نیستم» و «یک خانواده محترم»، مابقی آثار مانند «زادبوم»، «گزارش یک جشن»، «خیابان های آرام»، «آشغال های دوست داشتنی»، «سپید و سیاه»، «خرس»، «صد سال به این سال ها»، «زمهریر»، «پریناز»، «خانه پدری»، «این یک رویاست»، «بلوک 9 خروجی 2»، «نقش نگار»، «مادر قلب اتمی» و «مهمونی کامی» همچنان درصدهای کم و زیادی برای اکران های آینده خواهند داشت.
اما در سال های اخیر بودند فیلم هایی که بدون توجه به معضلاتی مربوط به مجوز در اکران های داخلی، پخش برون مرزی خود را در پیش گرفتند که حضور در جشنواره ها و اکران فیلم ها در سینماهای کشورهای دیگر از آن جمله است. فیلم هایی که با تصویری غبارآلود و داستانی مشوش برای تماشاگران خارجی، به دامن زدن نگاه هایی ضد ایرانی می پردازند. 2 فیلم ساخته شده از علی احمدزاده، کارگردان جوان سینمای ایران با نام های «مهمونی کامی» و «مادر قلب اتمی» از جمله آثار مشکل داری است که در جشنواره و سینماهای کشورهای خارجی به راحتی نمایش یافته است. آثاری که برای اکران های داخلی چندین مورد اصلاحیه داشته و ساختار آن ها را در حد فیلمی کوتاه رسانده است! و حال سوال این است که چگونه فیلمی که با این حد از اصلاحیه که در راستای بیان معضلات اخلاقی بوده و چیدمان رفتاری داستان آن ها خارج از اصالت می باشد، برای تماشاگران خارجی به نمایش درمی آید و این مساله چه برداشت سوء و نامتعارفی را به همراه خواهد داشت؟

اما یک گونه از فیلم هایی هستند که با فیلمسازانی ایرانی الاصل و با نگاهی کاملا در تضاد با سویه ایرانی در خارج از کشور ساخته شدند که یکی از جدید ترین این پروژه ها فیلم «ما سه تایی یا هیچکس» بوده که چند روزی است در سینماهای فرانسه به نمایش درآمده است. اکران گسترده این فیلم ضد ایرانی که در در ۲۲۳ سالن سینمایی صورت می پذیرد، یکی از اهداف تازه در تحریف تاریخ بدست ذهن شوم گرایانه غربی است. منوچهر طبیب که نام هنری اش «خیرون» می باشد در این اثر بخشی از تاریخ ابتدای انقلاب اسلامی را برگزیده تا نقش منحرفانه خود را در بازی رسانه های ضد ایرانی بازی کند. فیلم «ما سه تایی یا هیچکس» داستانی است از کاراکتری که پس از وقوع انقلاب اسلامی به دلیل تفکراتی متضاد به زندان می افتد و پس از آزادی مجبور به زندگی در خارج از کشور می شود. نویسنده و فیلمساز اثر با ذکر این که داستان این فیلم از منبع زندگی خود الهام یافته است، در صدد تصویری غریب و ستیزه گر با ایران اسلامی است. منوچهر طبیب این فیلم را با امکانات شرکت تولیدی و پخش «گومونت» که از کمپانی های بزرگ در کشور فرانسه می باشد، ساخته است و در عین وجود فضایی کمیک در داستانی ملودرام، می خواهد سویه سیاسی خود را هم به مخاطب تزریق نماید. این مساله لزوم زیر ذره بین بردن فیلم هایی از این دست را آشکار می سازد، آثاری که اگر چه به لحاظ ساختار سینمایی جایی در حافظه سینمایی مخاطبان نخواهند داشت، اما سموم آفت زده ای در ذهن برخی از مخاطبان خارجی ایجاد می کنند.



